خانه مدیریت مبانی نظری رشد شغلی(فصل دوم پایان نامه- ادبیات نظری)

مبانی نظری رشد شغلی(فصل دوم پایان نامه- ادبیات نظری)

450
1
مبانی نظری رشد شغلی(فصل دوم پایان نامه- ادبیات نظری)

مبانی نظری رشد شغلی(فصل دوم پایان نامه- ادبیات نظری):ویژگی­های مشاغل در فعالیت­های کارمندیابی برنامه­ریزی نیروی انسانی تأثیر بسزایی دارد. نیازمندهای یک شغل به نیازمندهای متصدی شاغل، مربوط است. تجزیه تحصیلی و ویژگی‌های شخصیتی هر فرد، می­تواند در شرایط احراز شغل، مفید باشد(رابینز ،۱۳۸۱). هم‌چنین شرایط احراز شغل، نشانگر کمبود شایستگی‌ها در افراد است که مدیران برنامه ­ریزی نیروی انسانی تعیین می­کنند(رواوی،۱۳۹۳).برای مشخص شدن این مطلب که این نیازها تا چه اندازه باید از طریق آموزش و توسعه تأمین شوند و هم‌چنین برای برآورده شدن نیازهای توسعه (مانند ارتقای موقعیت شغلی برای پست­های خاص)، می­توان از فرم شرایط احراز شغل بهره گرفت(رضاییان،۱۳۸۰).

به‌نظر می­رسد، برای شروع هر فعالیت و حرکتی درحوزه منابع انسانی، سازمان موظف است ، تجزیه و تحلیل شغلی فعالیت­های خود را برنامه­ریزی کند، ارائه شرح شغل­ها و شرایط احراز شغل روشن و منعطف، زمینه دست­یابی اطلاعات نابی را برای مدیران سازمان فراهم می­آورند، تا با استفاده از آن، در زمینه توسعه نیروی انسانی سازمان، قدم­های جدی را بردارند، پیشنهاد می­شود؛ که سازمان برای دسترسی به بالاترین کارآیی و رسیدن به اثربخشی بالاتر در اسرع وقت و کوتاه‌ترین زمان از پایگاه اطلاعاتی در زمینه تجزیه و تحلیل شغل برخوردار شوند، این پایگاه، با امکان جستجو و فایله کردن اطلاعات سازمان و با بروزرسانی آن، کمک شایانی را برای مدیران منابع انسانی درحوزه برنامه‌ریزی استراتژیک سازمانی و انطباق آن با هدف­ها و چشم‌اندازهای سازمان، فراهم خواهد کرد(رابینز ،۱۳۸۱).

تعاریف شغل؛ نقش و پست

گرچه در غالب اوقات دو اصطلاح شغل و پست به جای یکدیگر به کار برده می شوند ، لکن هر کدام مفهوم خاصی دارد(درانی و محمدی،۱۳۸۴).

شغل عبارت است از وظایف مشابه و مرتبطی که به عهده یک فرد در مقابل دریافت حقوق و دستمزد گذارده می شود.

پست عبارت از جایگاه سازمانی افراد در سازمان است . با توجه به حجم کارها برخی از پستها ممکن است نیاز به یک نفر و برخی دیگر از پستها نیاز به گروهی از افراد برای انجام وظایف آن نیاز داشته باشد. بنابر این ممکن است ده نفر از کارکنان در سازمان ده پست مختلف را تصدی کرده باشند ، ولی کلیه آنها شغل مشابهی داشته باشند . با این توضیحات ، هر پست شغل است ، ولی هر شغل لزوما پست نیست و ممکن است در یک سازمان وجود داشته یا نداشته باشد. در عین حال ، شغل حرفه است و پست منصب(رضاییان،۱۳۸۰).

شغل، شامل مجموعه‌ای از وظایف مرتبط به هم است که توسط فرد برای دستیابی به هدفی مشخص انجام می‌شود(درانی و محمدی،۱۳۸۴). در ساختار سازمانی، می‌توان شغل را یک واحد در نظر گرفت که مستقل از شاغل، تعریف می‌شود. با تغییر شاغل، در ماهیت شغل، تفاوتی رخ نمی‌دهد. شغل از این منظر، موجودیتی ثابت است؛ قطعه‌ای از یک ماشین که می‌توان آن را مشابه دیگر قطعات ماشین “طراحی” کرد. در واقع مشاغل روتین یا کنترل‌شده و ماشینی در بیشتر سازمان‌ها وجود دارند، اما به‌صورتی فزاینده، کاری که توسط افراد انجام می‌شود، دیگر مکانیکی نیست. آنچه انجام می‌شود، چگونگی انجام آن و نتایج حاصل از آن، بیشتر و بیشتر به قابلیت‌ها و انگیزه افراد و تعاملات آنها با یکدیگر و با مشتریان و تأمین‌کنندگان آنان بستگی دارد(رواوی،۱۳۹۳).

انعطاف‌ناپذیری موجود در تصویری که از یک شغل ارائه شد، از واقعیت زندگی سازمانی بسیاری از افراد پیروی نمی‌کند. افراد غالباً از رویکردی منعطف برای استفاده و توسعه مهارت‌های خود به‌منظور پاسخگویی سریع به تقاضاهای جدیدی که هر روزه با آن مواجه می‌شوند، بهره می‌گیرند.مفهوم نقش، بیشتر از یک شغل، واقعیت زندگی سازمانی را نشان می‌دهد. اساساً نقش، سهمی است که فرد برای انجام کار خود ایفا می‌کند(رابینز ،۱۳۸۱).  نقش‌های فردی، نقش‌هایی هستند که توسط یک فرد انجام می‌شوند. نقش‌های عمومی، اساساً فعالیت‌های مشابه هستند که توسط تعدادی از افراد انجام می‌شوند. نقش‌ها ممکن است که تمام یک پیشه را پوشش دهند. یک نقش را می‌توان در قالب اصطلاحات رفتاری- انتظارات قطعی مشخص- تعریف کرد. این رفتارها، نیازهای فرد برای رفتار به نحو مقتضی را مشخص می‌کنند. نمایه شغل صراحتاً فاقد وظایفی است که باید انجام شوند، اما در عوض، انتظارات را در قالب خروجی‌ها و دستاوردها و نیازمندی‌های شایستگی را در قالب ورودی‌ها نشان می‌دهد .ورودی‌ها از جنس مهارت و رفتارهای لازم برای براورده کردن آن انتظارات هستند. این تعریف، ممکن است کلی و مبهم به‌نظر برسد، اما در هرحال تجویزی نخواهد بود. افراد تا اندازه‌ای آزادند تا از مهارت‌های خود، مطابق با برداشت شخصی از موقعیت، بهره گیرند. افرادی تشویق می‌شوند که علاوه‌بر اینکه در نقش‌های خود رشد می‌کنند، این نقش‌ها را به‌وسیله توسعه شایستگی‌ها و با گسترش دامنه مسئولیت‌های خود، گسترش دهند. گسترش نقش باعث می‌شود که افراد، سهمی از کار را ارائه کنند که از انتظارات فراتر رود. این‌چنین است که لزوم انعطاف‌پذیری، به رسمیت شناخته خواهد شد(جزنی،۱۳۸۴).

دانلود:
مبانی نظری رشد شغلی(فصل دوم پایان نامه- ادبیات نظری)

یک نظر

پاسخ دادن

لطفاً نظرتان را بنویسید
نامتان را وارد نمایید