خانه مدیریت ادبیات نظری انگیزش شغلی

ادبیات نظری انگیزش شغلی

418
1
Job-motivation

ادبیات نظری انگیزش شغلی

ادبیات نظری انگیزش شغلی:در دهه ۱۹۲۰ سائقه به جای غریزه برای تبیین رفتار به کار رفت سائقه حالتی از بر انگیختگی است که به دلیل یک نیاززیستی ایجاد میشود مثل نیاز به آب و غذا که سائقه تشنگی و گرسنگی را به وجود میآورندو فرد میکوشد با یافتن آب و غذا سائقه را کاهش دهد. در اینجا لازم است بین سائقه و نیاز که به جای یکدیگر به کار میروند تمایز قائل شد. سائقه انرژی حرکت را فراهم میکند مثل موتور اتوموبیل است که نیرو دهنده و انرژی بخش است ولی جهت دهنده نیست منظور از نیاز یک حالت محرومیت و کمبود درونی است در حالی که سائقه محرک بر طرف کردن این وضعیت است نیاز و سائقه با هم یکی نیستند همیشه این گونه نیست که وقتی نیاز شدید تر میشود سائقه هم شدید تر شود .برای مثال وقتی فرد از شدت گرسنگی بی تاب میشود به طور مرتب گرسنگی وی تشدید میشود ممکن است چنان ضعیف شود که سائقه برای یافتن خوراک در وی تضعیف گردد.

پرسشنامه استاندارد نیاز رشد و ویژگی های شغلی


روانشناسان دردهه ۱۹۵۰ نظریه کاهش سائقه رابرای تبیین رفتارهای انسان مناسب نیافتند ومفهوم نیازتوجه بیشتری راجلب کرد. علاوه برآن انسان تنها براساس سائقه ها ونیازهای درونی رفتارنمیکند، بلکه بخشی از رفتارهای وی بامحرکهای خارجی که هدف یامشوق نامیده میشود برانگیخته میشوند. لذا امروزه نیازوهدف درتبیین انگیزش درهمه کتابهای رفتارسازمانی مورد توجه اند(رابینز،۱۳۸۵).

پرسشنامه انگیزش شغلی ۴۰ ماده ای هرزبرگ


مفهوم وتعریف انگیزش شغلی

پرسشنامه  استاندارد انگیزش شغلی مازلو
واژه ی انگیزش دراصطلاح به معنای پویایی و حرکت است از نظر سازمانی انگیزه عبارت است از فرایندهای درونی که رفتار را تحریک کرده و آن را به سوی راه هایی که سازمان به عنوان یک مجموعه از آن سود میبرد هدایت میکند. از دید فردی انگیزه هر گونه عاملی است که فرد را برای رسیدن به هدفی خاص از درون به فعالیت وا میدارد(مازلو،۱۳۹۱).

پرسشنامه  استاندارد انگیزش شغلی مازلو
مردم عموماً انگیزش را حالات درونی میدانند که باعث میشود فرد به انجام کارهایی بیش از کارهای دیگر تمایل نشان دهد، استیرز و پورتر انگیزش را شامل سه عنصر اصلی می دانند که عبارتند از:
۱. نیروهای فعال کننده: رفتار که نیروهایی در افراد هستند و باعث میشوند هر فرد رفتار مشخصی داشته باشد.
۲. نیروهای هدایت کننده: رفتار را به سوی چیزی هدایت میکنند به عبارت دیگر انگیزش هدفدار است.
۳. نیروهای تداوم دهنده: انگیزش رفتار انسانی را که در جهت دست یابی به هدف فعال و هدایت شده نیرو بخشیده و به آن تداوم میدهد. محیط افراد عامل اصلی در شدت و ضعف و جهت دادن به این نیروهاست. پس انگیزش یعنی نیروها، سابقه ها یا حا لتهای درونی که باعث میشوند فرد داوطلبانه فعالیتهایی را شروع کرده و تا رسیدن به اهداف مشخصی ادامه دهد. بر اساس این تعریف انگیزش متأثر از عوامل درونی و بیرونی است
۱. جان اتکینسون: انگیزش را عبارت از نفوذ و تأثیرات متقارنی میداند که در راستا، شدت و پایداری کنش به عمل آیند.

پرسشنامه رضایت شغلی هرزبرگ (دانت و همکاران، ۱۹۹۶)
۲. ویکتور وروم: نظریه پرداز دیگر، انگیزش را فرآیندی تصور میکند که گزینش هایی را که توسط انسان یا موجودات زنده دیگر صورت میپذیرد، تحت نفوذ قرار میدهد.
۳. کمپبل و پریچارد: که هر دو از نظریه پردازان بنام در انگیزش هستند عقیده دارند که انگیزش به مجموعه روابط متغیر مستقل یا غیرمستقلی که راستا، وسعت و پایداری راتبیین مینمایند مربوط است، با این شرط که تأثیرات، استعداد، مهارت و درک وظیفه مورد نظر و همچنین محدودیتهایی که بر محیط حاکم هستند ثابت نگه داشته شوند(الوانی و عربشاهی،۱۳۸۹).

پرسشنامه انگیزش شغلی هاکمن و اولدهام
۴. وین ماندی و همکارانش: انگیزش را عبارت از اشتیاق و علاقه نسبت به انجام فعالیتهایی میدانند که برای نیل به هدفهای سیستم مورد نظر لازم است.
۵. بیریل سان و استانیر: معتقد هستند که انگیزش حالت درونی فرد است و رفتاری را در وی به وجود میآورد تا رسیدن به هدف مشخصی ممکن گردد.
۶. میسکل: فرآیند انگیزش به نیروهای پیچیده، سائقها، نیازها، شرایط تنش زا یا ساز و کارهای دیگری اطلاق میگردد که فعالیت فرد را برای تحقق هدفهای وی آغاز کرده و به آن تداوم میبخشد(هرسی و بلانچارد،۱۳۸۷).

ادبیات نظری انگیزش شغلی

یک نظر

پاسخ دادن

لطفاً نظرتان را بنویسید
نامتان را وارد نمایید